تحولات منطقه

سریال «آسباد» از تازه‌ترین تولیدات تلویزیون است که این‌ بار قصه خود را در جغرافیای کمتر دیده‌ شده سیستان و بلوچستان روایت می‌کند؛ مجموعه‌ای که تلاش دارد در کنار قصه‌گویی، تصویری متفاوت از زندگی مردم، فرهنگ بومی و ظرفیت‌های این منطقه ارائه دهد.

نگاهی به جریان سریال‌سازی خارج از تهران در گفت‌وگو با کارگردان سریال بومی «آسباد»/ ظرفیت‌های استانی و قاب جدید فیلم‌سازی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

سریال «آسباد» از تازه‌ترین تولیدات تلویزیون است که این‌ بار قصه خود را در جغرافیای کمتر دیده‌ شده سیستان و بلوچستان روایت می‌کند؛ مجموعه‌ای که تلاش دارد در کنار قصه‌گویی، تصویری متفاوت از زندگی مردم، فرهنگ بومی و ظرفیت‌های این منطقه ارائه دهد. این مجموعه ۲۴ قسمتی از یکشنبه ۲۲ شهریور، در روزهای فرد هفته ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک سیما روی آنتن رفته است. پخش این سریال بومی و موضوع ظرفیت‌های سریال‌سازی در خارج از پایتخت بهانه‌ای شد تا با محمدرضا معینی، کارگردان این مجموعه در خصوص تجربه ساخت این سریال در سیستان و بلوچستان، دشواری‌های تولید در خارج از تهران، استفاده از ظرفیت‌های بومی، تولید در شرایط آب ‌و هوایی سخت و اهمیت توجه بیشتر به فرهنگ اقوام مختلف ایران گفت‌وگو کنیم.

ایده ساخت این سریال در سیستان و بلوچستان از کجا شکل گرفت و چه شد که تصمیم گرفتید تولید سریال را از تهران به این منطقه ببرید؟

بارها پیش آمده بود که در نقاط مختلف ایران کار کنم اما سیستان و بلوچستان برای من تجربه‌ای متفاوت داشت. این خوش‌شانسی را داشتم که حدود ۲۰سال پیش، در آنجا یک تله‌فیلم و یک سریال مستند درباره اقلیم منطقه، کوه خواجه (تنها کوه جزیره‌ای ایران در سیستان و بلوچستان) و شرایط بومی آن ساخته بودم و همین تجربه، علاقه‌ای در من ایجاد کرده بود. وقتی پیشنهاد ساخت چنین سریالی از سمت سیمافیلم مطرح شد استقبال کردم؛ به‌خصوص اینکه قصه هم بسیار جذاب بود. از سوی دیگر، جغرافیای منطقه و بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران و عوامل بومی نیز کمک کرد تا این مسیر سهل‌تر طی شود.

نام سریال، «آسباد» چگونه انتخاب شد و این عنوان چه معنایی دارد؟

سریال در ابتدا «ملک‌آباد» نام داشت، اما در کنار آن، «آسباد» نیز همیشه مطرح بود. در قصه، فضای آسبادی داریم که از آن استفاده دراماتیک زیادی می‌شود. آسبادها، آسیاب‌های بادی هستند که در مناطق جنوب خراسان و سیستان وجود داشتند؛ مناطقی که در گذشته، به‌ویژه سیستان، کشت گندم در آن‌ها رونق داشت بنابراین، نام «آسباد» از همین پیشینه و فضای بومی منطقه می‌آید و با داستان نیز ارتباط دارد. فکر کردیم بد نیست اگر مخاطب با واژه «آسباد» آشنا نباشد، با یک جست‌وجوی ساده بتواند اطلاعات خود را درباره کشور، منطقه و پیشینه بومی آن افزایش دهد و کمی بیشتر با این نام‌ها و مفاهیم آشنا شود. ضمن اینکه به نظر من، آسباد واژه خوش‌آهنگی بود و برای نام سریال انتخاب مناسبی به نظر می‌رسید.

در انتخاب بازیگران و عوامل بومی منطقه چه رویکردی داشتید و این افراد چگونه به پروژه اضافه شدند؟

در شهرهای مختلف ایران، ظرفیت بسیار غنی و ارزشمندی در میان عوامل هنری به‌خصوص بازیگران وجود دارد. وقتی این بازیگران در نقش مناسب و آشنا به اقلیم قرار می‌گیرند، معمولاً اتفاق خوبی می‌افتد. در مورد سیستان و بلوچستان، این ظرفیت چندین برابر است و بازیگران بسیار خوبی در این منطقه فعالیت می‌کنند. بازیگران این منطقه در تئاتر، به‌خصوص تئاتر خیابانی، همیشه درخشیده‌اند و چند نفر از همین جوان‌ها که موفقیت‌های خوبی هم داشته‌اند، با ما همراه شدند. در کنار آن‌ها، تعدادی از بازیگران باسابقه و قدیمی این منطقه را نیز می‌شناختم و از حضورشان استفاده کردیم. همچنین بازیگران شناخته‌شده‌ای در این پروژه حضور داشتند.

فیلم‌سازی خارج از تهران، به‌ویژه در مناطق دور از پایتخت، چه چالش‌هایی برای شما به همراه دارد؛ از تجهیزات و امکانات گرفته تا تفاوت‌های فرهنگی و جغرافیایی؟

وقتی از تهران و شهرهای بزرگ خارج می‌شوید، به‌خصوص در کشوری مثل ایران که هر منطقه شرایط جغرافیایی، فرهنگی و اقلیمی خاص خودش را دارد، اتمسفر و فضای کار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. کار کردن در نقاط مختلف ایران همیشه برایم جذاب بوده، اما در کنار این جذابیت، چالش‌هایی هم وجود دارد؛ از جمله اینکه یک تیم را برای ۶-۵ ماه یا بیشتر از خانه و زندگی‌شان دور می‌کنیم. علاقه‌مندم در هر منطقه از عوامل بومی همان جا هم استفاده شود و باید ارتباط و اعتماد شکل بگیرد. به نظرم وقتی قرار است درباره یک منطقه و فضای بومی آن کار کنیم، حضور نیروهای بومی به شکل‌گیری درست‌تر و باورپذیرتر اثر کمک می‌کند. در بخش تجهیزات نیز به دلیل فاصله از تهران، به‌ناچار بخش عمده وسایل باید از تهران تأمین و به منطقه منتقل می‌شد. در استان‌هایی که تولیدات بیشتری دارند، مشاغل مرتبط با فیلم‌سازی و تأمین تجهیزات به‌تدریج شکل می‌گیرند اما در استانی مانند سیستان و بلوچستان که شاید هر پنج سال یک سریال در آن ساخته شود، چنین سرمایه‌گذاری‌هایی نمی‌تواند به‌راحتی شکل بگیرد و رونق پیدا کند.

شرایط جغرافیایی و آب‌وهوایی منطقه تا چه اندازه بر روند فیلم‌برداری تأثیر داشت؟

شرایط جغرافیایی ویژه‌ای داشتیم از جمله بادهای ۱۲۰روزه. ما مجبور شدیم بخشی از فضاهای داخلی را در زمان وزش باد، در زاهدان فیلم‌برداری کنیم. من این شانس را داشتم که پیش‌تر در آنجا کار کرده بودم و شناختی از شرایط منطقه داشتم، بنابراین در برنامه‌ریزی‌ها سعی کردیم طوری عمل کنیم که با طبیعت همراه باشیم. پارسال سرمای آنجا خیلی دیر شروع شد و خوشبختانه از نظر آب‌وهوایی، شرایط برای ما بسیار خوب بود. با وجود اینکه حدود ۱۰ ماه در آن مناطق بودیم، خیلی اذیت نشدیم ضمن اینکه بخشی از کار را در گناباد گرفتیم و حدود یکی دو ماه هم در آنجا مشغول فیلم‌برداری بودیم. تعدادی از فضاهای داخلی مربوط به زابل نیز در گناباد فیلم‌برداری شد.

ساخت سریال در شهرستان‌ها و مناطق مختلف کشور، تا چه اندازه می‌تواند در معرفی فرهنگ و ظرفیت‌های آن مناطق و تقویت همبستگی میان مردم مؤثر باشد؟

به نظرم مأموریت بخش عمده کار رسانه همین است. ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که از اقوام مختلفی تشکیل شده و هزاران سال است که این اقوام در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. امروز شرایطی به وجود آمده که ارتباطات گسترده‌تر شده و فضای شبکه‌های اجتماعی موجب شده هر کسی یک بلندگو برای گفت‌وگو داشته باشد. در چنین شرایطی، به نظرم حتماً به بستر مناسبی برای شکل‌گیری اتفاق‌های خوب نیاز داریم و رسانه می‌تواند در این زمینه نقش مهمی داشته باشد. مثلاً یک سریال کردی مثل «نون‌خ» ما را با کردستان آشنا کرد. همین اتفاق درباره سیستان و بلوچستان هم می‌تواند رخ دهد. درکی که مردم سراسر کشور از این منطقه دارند، تا حد زیادی براساس اخباری است که گاهی از آنجا منتشر می‌شود و معمولاً هم اخبار، اتفاق‌های غیرمعمول را بازتاب می‌دهند. در حالی که زندگی معمول مردم آنجا، همان زندگی روزمره‌ای است که همه ما داریم؛ اما اتفاقات غیرمعمول، بیشتر بازتاب پیدا می‌کند. وقتی مردم با ظرفیت‌های یک بوم، زندگی، فرهنگ و ویژگی‌های واقعی آنجا آشنا شوند، اتفاق بسیار خوبی می‌افتد. سفرها بیشتر می‌شود، می‌توانند تجارت را توسعه دهند و در نهایت، هم‌گرایی میان مردم، بیشتر ‌شود.

با وجود این ظرفیت‌های گسترده در استان‌ها، چرا تاکنون کمتر به آن‌ها توجه شده و تولید آثار در خارج از تهران، محدود بوده است؟

بخشی از این مسئله به کم‌لطفی و بخشی هم به کم‌اطلاعی برمی‌گردد. همیشه اعتماد کردن سخت است. وقتی منابع مالی در اختیار دارید و قرار است آن را هزینه کنید، طبیعی است نگران باشید، به همین دلیل معمولاً ترجیح می‌دهید به‌سراغ گزینه‌هایی بروید که پیش‌تر امتحان شده‌اند و همین مسئله موجب کم‌توجهی به مناطق دیگر می‌شود. ایران سرزمین بزرگی است و تهران، تمام ایران نیست. ایران بسیار وسیع و پیچیده است و اینکه بخواهیم همه تصمیم‌ها، به‌خصوص تصمیم‌های فرهنگی را در تهران بگیریم، اتفاق خوبی رقم نمی‌زند. به هر حال، کاری که قرار است از یک شبکه ملی پخش شود، باید ظرفیت جذب مخاطب را داشته باشد و این موضوع اهمیت زیادی دارد. یک کار خوب که در استان‌ها ساخته شود، می‌تواند به شکل‌گیری و تولید کارهای بعدی کمک کند؛ همان‌ طور که از طرف دیگر، اگر اثر موفق نشود، ممکن است این روند را متوقف کند. امیدوارم هر کاری که در استان‌ها انجام می‌شود، بدرخشد تا مسیر برای همکاران و گروه‌های تولیدی دیگر نیز هموارتر و بازتر شود و بتوانیم ایران را واقعاً آن ‌طور که باید ببینیم؛ در همان قاب رنگارنگ و متنوعی که شایسته آن است.

با توجه به اهمیت کیفیت آثار برای مدیران تلویزیون، به نظر شما معیار یک اثر موفق چیست و چه ویژگی‌هایی می‌تواند مدیران را به سرمایه‌گذاری ترغیب کند؟

به هر حال تلویزیون نمی‌تواند اثری پخش کند که بیننده کمی داشته باشد. تلویزیون یک رسانه عام است. یعنی آثاری که از تلویزیون پخش می‌شوند، باید مخاطب زیادی داشته باشند. معیار دوم هم این است که نزد خواص و مخاطبان تخصصی، از نظر موضوعی، فنی و تکنیکی مورد توجه قرار بگیرد. اگر یک اثر این ویژگی‌ها را داشته باشد، می‌توان به آن نمره قبولی داد و گفت کار موفقی بوده است. حتی اگر متخصصان بگویند یک اثر از نظر فنی و هنری بسیار خوب بوده، اما مردم از آن استقبال نکنند، تلویزیون، دست‌کم از منظر مأموریت خود، نمی‌تواند آن اثر را موفق تلقی کند.

آیا تلویزیون همچنان می‌تواند در فرهنگ‌سازی و اصلاح نگاه مردم نسبت به مناطق مختلف کشور از جمله سیستان و بلوچستان، نقش مؤثری داشته باشد؟

مخاطب تلویزیون نسبت به سال‌های گذشته کمتر شده و شکی در این موضوع نیست؛ اما به هر حال، تلویزیون یک پلتفرم است. اگر بخواهیم موضوع را این ‌طور ببینیم که یک اثر یا محتوای داستانی، به‌خصوص یک سریال، می‌تواند از یوتیوب پخش شود یا از تلویزیون، بنابراین پلتفرم چندان مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، خودِ سریال و محتوای داستانی است. به نظرم باید روی خودمان کار کنیم. اگر مخاطب را از دست داده‌ایم یا نتوانسته‌ایم آن را گسترش دهیم، باید علت را در خودمان ببینیم. سریال‌هایی که سال‌های دور در تلویزیون ساخته شده‌اند، هنوز هم از نظر میزان استقبال و ماندگاری، نمونه‌هایی هستند که هیچ‌ کدام از پلتفرم‌ها نتوانسته‌اند موفقیتشان را تکرار کنند. تلویزیون حتماً می‌تواند دوباره مخاطب بیشتری جذب کند اگر به فرهنگ و زندگی مردم مناطق مختلف کشور توجه بیشتری داشته باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha